«زنان، ایران را از یک تنگه تاریخی عبور خواهند داد»

0 3


  • صدیقه وسمقی
  • پژوهشگر فقه و اسلام

اعتراضات

مستحکم‌ترین سد در برابر تغییر وضعیت زنان در جوامع اسلامی را می توان سد شریعت و فقاهت دانست.

فقیهان مبین شریعتند، شریعتی که آمیزه‌ای است از سنت اولین پیروان اسلام و سلیقه، بینش و فرهنگ فقیهان. وظیفه اساسی فقه اسلامی آن است که بر مبنای آداب و سنن رایج در میان نخستین پیروان اسلام، الگویی برای زندگی مسلمانان در همه اعصار و جوامع ترسیم و معرفی کنند، الگویی که بدون هیچ دلیل موجهی الهی و پیروی از آن واجب خوانده می‌شود.

ستون اصلی این الگوی فقاهتی-اسلامی، تبعیض علیه زنان و کنترل آنان توسط مردان است، ستونی که برافتادن آن، طبیعتا فرو ریختن بنای فقه اسلامی را می‌تواند به دنبال داشته باشد. حتی اجرای قوانین کیفری و حدود نیز در فقه اسلامی به اندازه نگهبانی از اصل تبعیض علیه زنان اهمیت ندارد؛ از همین روست که در بسیاری از جوامع اسلامی در طول تاریخ، فقیهان، اصراری بر اجرای احکام کیفری شریعت اسلامی نداشته‌اند، اما هیچگاه حاضر به وانهادن اصل تبعیض علیه زنان نشده‌اند. فتاوای نادر برخی فقیهان معاصر به نفع زنان نیز به معنای پذیرش برابری زنان و به رسمیت شناختن استقلال آنان نیست. زنان ایرانی بیش از صد سال است که برای آزادی مبارزه می کنند و هزینه می‌پردازند. ملت ایران در یک قرن اخیر برای آزادی و رهایی از استبداد، دو انقلاب را تجربه کرده است، انقلاب مشروطه و انقلاب سال ۵۷. به نظر من دلیل آنکه هیچ‌یک از این دو انقلاب، به آزادی و رهایی ملت ایران از استبداد منجر نشد و دموکراسی و حاکمیت قانون را به ارمغان نیاورد، وابستگی مردم به روحانیت و قوانین به اصطلاح شریعت بوده است. این وابستگی اساسا با آزادی، دموکراسی و حاکمیت قانون که ملت ایران در پی آن بوده منافات دارد، زیرا اقتضای این وابستگی، پیروی از الگویی است که فقه ترسیم می‌کند. بدین ترتیب، مردم همواره در حاشیه قرار داشته، در تعیین سرنوشت اجتماعی و سیاسی و نیز وضع قوانین، نتوانسته‌اند دخالت موثری داشته باشند.

بنا بر آنچه گفته شد، وضع زنان در این الگو یا سبک زندگی به مراتب بدتر از وضع مردان است، زیرا زنان تابع مردان و فاقد استقلال و حقوق اجتماعی و سیاسی برابر دانسته می شوند.



Source link

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.